تفریحی
معنی انگلیسی
recreational
واژههای انگلیسی با این معنی
- recreative تفريحي، تفريح دهنده، انبساطاور
- what a lark چه تفريحي
- junket سفر تفريحي، سفر، خوش گذراني کردن
- sport ورزش تفريحي، بازي، شوخي
- ski tourer اسکي باز تفريحي
- sport fish ماهيگيري تفريحي
- yachtsman صاحب کشتي تفريحي، علاقمند به دريانوردي.
- day sailer قايق بادباني تفريحي
- donkey baseball بيس بال تفريحي با الاغ
- craftshop کارگاه هنرهاي دستي تفريحي
- plinking تيراندازي تفريحي بسوي اشياء
- RV مخفف: وسيله ي نقليه ي تفريحي
- bareboat قايق يا ناوچه ي تفريحي که بدون خدمه، و ناخدا کرايه داده شود.
- yaght club باشگاه تفريحي قايق داران براي انجام، مسابقه بين اعضا
- package shows نمايشات و برنامه هاي تفريحي پيش بيني، شده قبلي
- sportsmanship عشق يا استادي در ورزشهاي تفريحي چون شکار، و مانند آن
- sportful شوخي آميز، تفريحي، بازي دوست
- hobbyhorse اسب چوبي، کار تفريحي، سرگرمي
- trip سفر (کوتاه)، سفر (تفريحي)، گردش
- gunkhole آبشاخه ي کوچک، سفر تفريحي کردن، از جزيره اي به جزيره ي ديگر رفتن
- yachting قايق راني، مسافرت با قايق تفريحي.
- sportsman ورزش کار، کسيکه مايل به ورزش هاي تفريحي ميباشد
- marina تفرجگاه ساحلي، لنگرگاه يا حوضچه مخصوص توقف قايق هاي، تفريحي.
- sportive سرگرم تفريح وورزش، ورزشي، تفريحي.