حسرت معنی انگلیسی chagrin wistfulness yearning واژههای انگلیسی با این معنی chagrin حسرت، ازردگي، دلتنگي snowdrop گل حسرت begrudge حسرت (چيزيرا) خوردن، غبطه خوردن، غرولند کردن yearning آرزو، حسرت، ويار gloatingly بانگاه خيره، بانگاه حسرت اميز، ازروي چشم چراني gloat چشم چراني کردن، نگاه حسرت اميزکردن، خيره نگاه کردن green-eyed حسود، رشک ورز، حسرت خور sigh اه کشيدن، افسوس خوردن، افسوس yellow زرد، اصفر (عربي)، رشک آميز heartburning غبطه، دل سوزي ازرشک، رشک نهاني snow flake دانه برف، برف دانه، برف ريزه