خرمن
معنی انگلیسی
harvest shock stack
واژههای انگلیسی با این معنی
- harvest خرمن، محصول، فصل برداشت
- wheat stack خرمن، کومه گندم
- thresher خرمن کوب
- ingathering خرمن برداري، فراهم اوري
- hay mow خرمن علف خشک، توده ياکومه يونجه يا علف خشک.
- hand-staff دسته خرمن کوب، چوبدستي
- threshing floor زمين خرمن کوبي
- shack باقي مانده خرمن، حق چراندن خوک يامرغ وخروس درزمين ديگري، پس ازبرداشتن
- threshing machine ماشين خرمن کوبي، خرمن کوب
- threshing-machine ماشين خرمن کوبي
- halo هاله، خرمن، خرمن ماه
- flail گندم کوب، خرمن کوب، کوبيدن
- harvest mouse يکجورموش که درساقه هاي گندم لانه ميکند، موش خرمن
- staddle بخش زيرين کپه ي کاه و غيره، زير خرمن
- coronagraph اکليل نگار، خرمن نگار
- harvestman دروگر، خرمن بردار، نوعي عنکبوت.
- harvest-man دروگر، خرمن بردار، يکجورکارتنه
- harvest home اخرخرمن، پايان خرمن
- kirn اخرخرمن، پايان خرمن برداري، درو دست اخر
- stack توده، کومه، خرمن
- ingather برداشتن، جمع کردن، خرمن برداشتن
- ingether برداشتن، جمع کردن، خرمن برداشتن
- figurehead رئيس پوشالي، رئيس بي نفوذ، دست نشانده .