داغ کردن
معنی انگلیسی
sizzle
واژههای انگلیسی با این معنی
- cauterize داغ کردن، سوزاندن (زخم)
- cauterization داغ کردن، داغ
- hot-roll نورد کردن داغ
- stigmatize داغ (دار) کردن، نشان کردن، لکه دار کردن
- cautery عمل داغ کردن ياسوزاندن، داغ ودرفش
- inustion (عمل) سوزاندن يا داغ کردن
- lime light روشنايي سفيدي که از داغ کردن آهک حاصل، مي شود
- pyrogravure نقشه اي که بوسيله داغ کردن چوب روي ان مي، اندازند
- firing اتش زني، داغ (کردن)، پختن ياگرم کردن درکوره
- reheat دوباره گرم کردن، دوباره داغ کردن
- galvano-cautery داغ الکتريکي، داغ کردن الکتريکي
- misbrand مارک يا علامت دروغي گذاردن، بطريق غلط داغ کردن.
- burn سوزاندن، سوختن، داغ کردن
- brand داغ، داغ و درفش، نشان
- cashiering بيرون کردن، اتش سوزي، حرارت
- fire اتش، اذر، حريق
- hot گرم، حاد، تند
- seam درز، بخيه، داغ
- ear-mark داغ گوش، نشان (درگوش گوسفند وجانوران ديگر)، نشان کردن