در رفتن
معنی انگلیسی
escape slip
واژههای انگلیسی با این معنی
- scamper در رفتن، گريختن، زه زدن
- elude در رفتن از، گريز زدن از، پهلوخالي کردن از
- go off در رفتن (تفنگ)، بيرون رفتن (از صحنه نمايش)، اب شدن
- blow-out جاي باد در رفتن
- noctambulation راه رفتن در خواب، خواب (مخصوصا خواب هيپنويتزم)، شبگردي.
- somnambulation راه رفتن در خواب، خواب گردي.
- loiterer کسيکه در رفتن تعلل کند، پرسه زن.
- bushwacking در جنگل از بيراهه رفتن
- bearpaw کفش مخصوص راه رفتن در برف
- winter kill در سرماي زمستان از بين رفتن، زمستان کش.
- rock erosion از بين رفتن سنگ در اثر خراش
- sand shoes يکجور گيوه براي رفتن در شن زار
- phagocytize در اثر بيگانه خواري تحليل رفتن.
- phreatic decline پائين رفتن سطح ايستائي (در آبهاي، زير زميني)
- scend در اثر حرکت امواج بالا وپايين رفتن .
- understeer تمايل اتومبيل به مستقيم رفتن در سر پيچ، بيش از انتظار راننده
- somnambul کلمه پيشوندي است بمعني راه رفتن در خواب.
- footsore داراي پاهاي زخمي (بويژه در اثر راه رفتن).
- foot-sore داراي پاهاي زخمي (به ويژه در اثر راه رفتن)
- scape گريختن، در رفتن، فرار کردن
- flee گريختن، در رفتن، فرارکردن
- waygoing عازم، در حال رفتن، عزيمت
- somnambulate خوابگردي کردن، در خواب راه رفتن.
- shirk شانه خالي کردن از، از زيز (کاري) در رفتن، روي گرداندن از