دست زدن
معنی انگلیسی
clap stage tamper touch
واژههای انگلیسی با این معنی
- handclasp دست زدن، دست دادن.
- dab (دست) زدن، نوک زدن، اهسته ترکردن يارنگ زدن
- pat نوازش دست زدن، اهسته، صداي تپ تپ قلب
- hands off دست زدن موقوف، دست نزنيد
- untouchable غير قابل دست زدن، دست نزدني، نابسودني
- pandy به کف دست چوب زدن، چوب زني
- handle the ball دست زدن توپزن به توپ (کريکت)
- chireugi ضربه زدن با دست تماسي - سطحي (تکواندو)
- goaltending دست زدن به توپي که توسط حريف به طرف حلقه، پرتاب شده است و دارد سير نزولي خود، را طي ميکند
- touse کشيدن، دست زدن، اذيت کردن
- clap چپه زدن، دست زدن، کف زدن
- betaken متوسل شدن، دست زدن، مبادرت کردن
- betakes متوسل شدن، دست زدن، مبادرت کردن
- betaking متوسل شدن، دست زدن، مبادرت کردن
- fall to بکاري مبادرت کردن، به عملي دست زدن.
- gibber تندوناشمرده سخن گفتن، دست وپاشکسته حرف زدن، پچ پچ کردن
- kwon دفاع با دست، ضربه زدن با دست و خرد کردن، با پا (تکواندو)
- hand cuff دست بند، بخو، دست بند زدن
- slap سيلي زدن (به)، طپانچه زدن (به)، با دست زدن به
- dib پايين وبالا انداختن، بالاجستن، اهسته دست زدن ياترکردن
- jugulate خفه کردن، کشتن، براي درمان به اقدامات شديد دست زدن
- tush لمس، لامسه، لمس کردن
- handle دسته، بهانه، دستاويز
- betake بخشيدن، عطاء کردن، صرفنظر کردن