رجوع کردن
معنی انگلیسی
consult refer
واژههای انگلیسی با این معنی
- adeem رجوع کردن، پس گرفتن
- revert برگشتن، رجوع کردن، برگشت کردن
- refer مراجع کردن، رجوع کردن، اشاره کردن
- advert عطف کردن، توجه کردن، اشاره کردن
- scam کلاهبرداري، گوشبري، شيادي
- dateline محل تاريخ گذاري، تاريخ گذاري.، رجوع شود به international date line
- chomp رجوع شود به champ، گاز گرفتن، با صدا جويدن
- millrun رجوع شود به millrace، سنگ معدني خرد شده، فلزي که از راه خرد کردن سنگ معدني به دست
- heist بلند کردن، دزدي کردن، دزدي
- hoke با احساسات زياده از حد انجام دادن، آه واوه و اشک ريزي کردن، رجوع شود به hokum
- hypo رجوع شود به hypodermic، رجوع شود به hypochondriac، سر کيف آوردن
- cold start دوباره روشن کردن، روش بازنشاندن کامپيوتر، شروع سرد
- underplay غلو نکردن، محافظه کاري کردن، رجوع شود به underact
- winkle چشمک زدن، جابجا کردن، حلزون خوراکي.
- bunko رجوع شود به bunco، کلاهبرداري، کلاهبرداري کردن
- congee رجوع شود به conge، رسما وداع گفتن، رسما خداحافظي کردن
- reposit وديعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن
- squoosh آب لمبو کردن، له و آبکي کردن، رجوع شود به slosh
- vid ببين، رجوع شود به، چشم و هم چشمي
- bach مجرد و عزب زندگي کردن، رجوع شود به bachelor
- razz تمشک، شوخي کردن.، رجوع شود به raspberry
- thirl سوراخ کردن، رجوع شود به thrill