رنجبر معنی انگلیسی drudge grub proletarian toiler workingman واژههای انگلیسی با این معنی painstaking رنجبر، زحمت کش، ساعي painstacking رنجبر، زحمتکش، زحمت toiling class طبقه رنجبر proletarianize جزو طبقه رنجبر وکارگر دراوردن. proletarize جزو طبقه رنجبر وکارگر دراوردن. proletarian وابسته به گروه رنجبران، رنجبر، فقير و بيچاره long suffering رنج کش، رنجبر، زحمت کش workingwoman کارگر، رنجبر، مزدبگير pleb عضو توده، عضو طبقه عوام، رنجبر roturier عضو توده، عضو طبقه عوام، رنجبر hard-working سخت کارکن، زحمت کش، رنجبر laboursome پرزحمت، زحمت کش، رنجبر toiler زخمت کش، جان کن، رنجبر laboring کار، کارگري، رنجبر. plebeian عضو توده، عضو، طبقه عوام durdge زحمت کش، جان کن، جان کندن