ریزه ریزه
معنی انگلیسی
fractional
واژههای انگلیسی با این معنی
- grit سنگ ريزه، ريگ، خاک
- gravel سنگ ريزه، شن، ادرارکردن بازحمت
- grit blasting سنگ ريزه
- meatball قيمه ريزه، کوفته ي گوشتي، کوفته قلقلي
- quenelle کوفته ريزه
- fag-end ريزه بي بها، باقي مانده
- atomic fallout ريزه پرتوزا
- radioactive fallout ريزه پرتوزا
- brad ميخ ريزه پهن
- gaud خرده ريزه قشنگ، زيورالات، اسباب بازي
- foofaraw ريزه کاري پر زرق وبرق، ناراحتي، نق نق.
- fal lal ريزه کاري (در لباس وغيره)، رفتار ظريفانه، فالا(در موسيقي).
- munchkin موجود خيالي انسان مانند و ريزه اندام و خوش، سرشت، کسي که کار بيهوده يا رنجه آور ميکند
- resurection pie کلوچه اي که از ريزه هاي خوراک مانده از پيش، درست کنند
- nano- پيشوندي است به معني ((ريزه)) که در نامگذاري واحدهاي، اندازه گيري براي نشان دادن مقادير 10 به توان منفي 9، (يک بيليونيم) بکار ميرود.
- particle خرده، ريزه، لفظ
- teeny (tiny) ريز، ريزه، کوچک
- flinders خرده، ريزه، تراشه
- egresses پس مانده، ريزه
- exoduses پس مانده، ريزه
- goings پس مانده، ريزه
- leavings پس مانده، ريزه
- orts پس مانده، ريزه
- noil خرده پشمي که هنگام شانه کردن ميريزد، پشم ريزه