دیکشنری فارسی

flinders

US'flındəz

معنی فارسی

خرده ريزه تراشه

معنی کامل و مثال‌ها

/flin´dǝrz/n.pl.

تراشه، خرده

* break (or fly) into flinders

خرد شدن، چند شقه شدن مثل چوبی که تبر بخورد

مترادف‌ها

noun plural
Splinters, fragments.

واژه‌های دیگر با معنی «خرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن