دیکشنری فارسی

debris

UKdiːbriː USdəb'ri:

معنی فارسی

خرده باقي مانده اثار

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Rubbish, fragments, ruins, remains, detritus.

واژه‌های دیگر با معنی «خرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن