زاده معنی انگلیسی born native nee née offspring واژههای انگلیسی با این معنی offspring زاده، ذريه، فرزند descended زاده، ناشي cousin german عمو زاده، عمه زاده . legitimate حلال زاده، درست، برحق patrician نجيب زاده، اعيان راده، شريف freeborn ازاد زاده، فرزند ازاد مرد .، مناسب براي آزاد زادگان first-begotten نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد firstborn نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد. first-born نخست زاده، فرزندارشد true born حلال زاده، اصيل، اصل sea born زاده دريا، دريايي true-born حلال زاده، اصيل childe نجيب زاده hagseed زاده عجوزه، فرزند زن ساحره . blue blooded نجيب زاده . yonker نجيب زاده جوان، جوان سلحشور، نوجوان first ling نخست زاده (جانور)، نوبر. magnifico شريف يا بزرگ زاده mulatto زاده اروپايي و زنگي، دورگ gentleman of fortune نجيب زاده حادثه جو. Hamite زاده حام پسرنوح :مصري، زنگي، سياه افريقايي thermoelectricity برقي که زاده گرما باشد، برق گرمازاد firstling نخست زاده (جانوران) نوبر، نخستين نتيجه household troops هيئت محافظ پادشاه يا نجيب زاده، دسته محافظين.