سزاوار معنی انگلیسی condign deserving fair fitting meet meritorious right rightful true worthy واژههای انگلیسی با این معنی deserving سزاوار، شايسته، لايق entitled to سزاوار، مستحق، محق reprehensibility سزاوار، سرزنش reprehensible سزاوار، سرزنش gallows-bird کسيکه سزاوار دارزدن است، کسيکه کله اش بوي قرمه سبزي ميدهد indictable سزاوار اهام بموجب ادعانامه، قابل اتهام، موجب اتهام damnable سزاوار سرزنش يا لعنت دوزخ بد، منفور punishability شايستگي کيفر، سزاوار تنبيه reprovable شايان سرزنش، سزاوار نکوهش commiserable همدردي پذير، سزاوار همدردي، سزاوار دلسوزي deserved درخور، مستحق، سزاوار meritoriously از روي شايستگي، با داشتن استحقاق، بطور سزاوار visitable ديدار پذير، ديدني.، سزاوار ديدار rejectable وازدني، رد کردني، سزاوار رد کردن supernaculum تا ته، تا اخر، باده خوشگوارکه سزاوار تاته نوشيدن است worthier شايسته، لايق، شايان worthies شايسته، لايق، شايان worthiest شايسته، لايق، شايان worthy شايسته، لايق، شايان pitiful رقت انگيز، اسف اور، پست worthful پر اهميت، باارزش، شايسته liable مسئول، مشمول، محکوم condign درخور، بسزا، کافي obnoxious بد، نفرت انگيز، زيان آور