سوراخ سوراخ کردن
معنی انگلیسی
honeycomb pepper riddle spray
واژههای انگلیسی با این معنی
- pierce سوراخ کردن، رخنه کردن در، راه يافتن در
- perforate سوراخ کردن، سفتن، منگنه کردن
- bore سوراخ کردن، سفتن، کندن
- foraminate سوراخ کردن، ثقبه دار، سوراخ سوراخ
- steek سوراخ کردن، دوختن، بستن
- thirl سوراخ کردن، رجوع شود به thrill
- transfix سوراخ کردن، دوختن
- venipuncture سوراخ کردن رگ، رگسفت
- prick کمي سوراخ کردن، خليدن، سوزن زدن
- transfixion عمل سوراخ کردن، (درجراحي) سوراخ کردن اندامي ......از درون به، بيرون
- hollow forge سوراخ کردن گرم، آهنگري کردن مجوف
- perforation عمل سوراخ کردن، سوراخ
- pertusion عمل سوراخ کردن، سوراخ
- precision bore سوراخ کردن دقيق
- lancinate بانيزه سوراخ کردن، پاره کردن.
- back drill از پشت سوراخ کردن
- peek از سوراخ نگاه کردن، زير چشمي نگاه کردن، نگاه زير چشمي
- acupunctuate با سوزن سوراخ کردن، سوزن فروکردن.
- jejunostomy سوراخ کردن روده ي تهي
- lanciation سوراخ کردن يا تير کشيدن، دردتير کشنده، تير
- pinhole سوراخ کردن براي گوشي ياز، سوراخي که ازفرو کردن سنجاق درچيزي پديدايد
- back drilling attachment تجهيزات سوراخ کردن از پشت
- lack vt با گلوله سوراخ کردن (کشتي)
- unkennel از سوراخ يا لانه بيرون کردن، راندن.، آشکار کردن