عوض معنی انگلیسی payoff quid pro quo recompense relief replacement requital stand-in substitute واژههای انگلیسی با این معنی stand in عوض، جانشين هنرپيشه شدن، قرب ومنزلت. quid pro quo عوض، مثل، اشتباه چيزي باچيزديگر subbing عوض، علي البدل، (substratum). succedaneum عوض، بدل، جانشين substituent عوض، بدل irreplaceable بي عوض، که نتوان جاي انرا پر کرد instead در عوض، بجاي ان fungible عوض دار، مثلي، اموال مثلي change عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن changeability عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن repalce عوض کردن requiter عوض دهنده، اجر دهنده . valuable consideration عوض ارزنده، پاداش پربها relief of sentry عوض نگهبان unchanged عوض نشده . derailleur دنده عوض کن clubhaul باد عوض کردن counterchange باهم عوض کردن، جوربجورکردن، باهم عوض شدن swop باهم عوض کردن، مبادله کردن interchange با هم عوض کردن، مبادله کردن، تبادل کردن interchangeable باهم عوض کردني، قابل معاوضه، قابل مبادله voluntary conveyance انتقال بلا عوض swap (با هم) عوض کردن، مبادله کردن alter تغييردادن عوض کردن، تغييريافتن، عوض شدن