غسل معنی انگلیسی ablution واژههای انگلیسی با این معنی baptizer دهنده ء غسل تعميد rebaptize دوباره غسل تعميد دادن، نام تازه دادن immersionism عقيده به غسل ارتماسي در تعميد chrisom پيراهن سفيد بلندي که هنگام غسل تعميد تن، کودک ميکردند .، طفل معصوم full ablutions of the whole body as pescribed by sharia، غسل imbathe شستشو دادن، غسل، شستشو washing شستشو، غسل، رخت شستني baptism تعميد، غسل تعميد، نام گذاران baptismally تعميد، غسل تعميد، نام گذاران bathe شستشوکردن، استحمام کردن، غسل rinse آب کشيدن، آبکشي کردن، غسل دادن ablution وضو، شستشو، آبدست immerse فرو بردن، زير اب کردن، غوطه دادن demerse فروبردن، زيراب کردن، غوطه دادن