فاقد معنی انگلیسی a- destitute devoid less _ sans un- void wanting واژههای انگلیسی با این معنی wanting فاقد، بدون، ناقص bankrupt of فاقد، عاري از visionless فاقد ديد، فاقد حس بينش و مال انديشي، عاري از تطور و الهام. scentless فاقد بو. acholic فاقد صفرا، داراي نقص صفرا inertialess فاقد لختي، فاقد اينرسي indistinctive فاقد تشخيص، بي فرق، غير اختصاصي acolous فاقد اعضاء، بي دست و پا. dis qualified فاقد شرايط، فاقد قابليت paratactic فاقد روابط intestable فاقد صلاحيت، وصيت کردن، ناشايسته براي گواه بودن يا گواهي دادن exhaust bin level فاقد موجودي، اتمام موجودي acentrous فاقد ستون پشتي، فاقد ستون فقرات. inert فاقد نيروي جنبش، فاقدزورمقاومت، بي تاب unqulified فاقد شرايط لازم، فاقد صلاحيت، غيرصالح unfitted فاقد شرايط لازم، بيصلاحيت، فاقد اختيار يا حق depersonalize فاقد شخصيت کردن، بي شخصيت کردن. moneyless economy اقتصاد فاقد پول، اقتصاد بي پول azoic فاقد نشان زندگي، خالي از حيات unqualified فاقد شرايط لا زم، فاقد صلا حيت، بيحدو حصر inexpessive فاقد قوه فهماندن، بي اثر، بي معني axenic فاقد موجودات ريز imperscriptible فاقد اجازه نوشته systemoless فاقد سيستم صحيح.