دیکشنری فارسی

فرسوده

معنی انگلیسی

banal broken-down careworn old raddled seedy shabby spent stale timeworn tired weary well-worn

واژه‌های انگلیسی با این معنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن