فشردن معنی انگلیسی compress press impress pressurization squeeze واژههای انگلیسی با این معنی wring فشردن، چلاندن، بزور گرفتن squeeze فشردن، له کردن، چلاندن strangulate فشردن، راه (چيزي) را بستن، خفه کردن die-form فشردن، شکل دادن حديده اي condensate فشردن، تقطير کردن die press فشردن compress بهم فشردن، روي هم چپاندن، متراکم کردن compression بهم فشردن، تراکم، خلاصه نمودن press hot فشردن گرم bar pressing ميله فشردن keystrokes فشردن کليدها hot-spin فشردن در حالت گرم shift click ضرب دکمه ماوس همراه با فشردن کليد، Shift صفحه کليد hotkey کليدي که با فشردن آن عملي انجام ميشود phosphene حلقه هاي روشنايي که از فشردن تخم چشم ديده، ميشود nip سفت گرفتن، فشردن، چيدن sserry ازدحام کردن، بهم فشردن، بهم چسبيدن. shushes خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن strangle خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن gnash دندان قرچه کردن، دندان بهم فشردن wire matrix printer يک چاپگر برخوردي که علائم ماتريس نقطه اي، را در هر بار علامت با فشردن انتهاي سيم، معيني بر روي نوار مرکبي و کاغذ چاپ condense منقبض کردن، تبديل بمايع کردن، بهم فشردن condensible منقبض کردن، تبديل بمايع کردن، بهم فشردن constrict جمع کردن، منقبض کردن، بهم فشردن