فعل
معنی انگلیسی
act action verbal
واژههای انگلیسی با این معنی
- verb فعل، کنش
- itch mite فعل جرب
- itch tick فعل جرب
- should فعل معين، قسمت گذشته shall
- abscene act فعل شنيع
- shall فعل معين
- shalt فعل معين
- verbal noun اسم فعل.
- voluntary act فعل عمدي
- verb active فعل معلوم، فعل متعدي
- act and forearance فعل و ترک
- factitive verb فعل متعدي
- finite verb فعل مسندي
- linking verb فعل معين.
- VT فعل متعدي
- semiosis فعل و انفعال، يک سلسله فعل وانفعالات مشخص جانور، علامت.
- invlountary act فعل غير عمدي
- intr مخفف: فعل لازم
- intrans مخفف: فعل لازم
- modal auxiliary فعل معين شرطي.
- deverbative مشتق شده از فعل، بصورت مشتق استعمال شده .، مورد کاربرد براي ساختن واژه از فعل
- condition of performance شرط فعل اثباتا"
- verbalize تبديل به فعل کردن، دراز گويي يا دراز نويسي کردن
- verbify تبديل به فعل کردن، دراز گويي يا دراز نويسي کردن