قواره معنی انگلیسی configuration conformation form length parcel patch piece shape swath template واژههای انگلیسی با این معنی bowsaw اره قواره، اره چکي well-made خوش قواره dysplastic type سنخ بي قواره clearance diagram قواره (راه آهن) quarrier سنگ کن، قواره کن، کننده cleanlimbed خوش هيکل، خوش قواره، خوش اندام hunk تکه بزرگ، تکه زشت و بد قواره lummoxes تکه بزرگ، تکه زشت و بد قواره clunky رجوع شود به clumsy، از مد افتاده، بد قواره unmeet نامناسب، فاقد صلاحيت، بي قواره quarryman سنگ کن، کارگرکان سنگ، قواره کن shape شکل، ترکيب، صورت portance سرو وضع، طرز ايستادن يا راه رفتن، شمايل cut برش، قطع، بريدگي pattern نمونه، سرمشق، الگو