لک لک کردن معنی انگلیسی bedaub fleck lag sputter plod واژههای انگلیسی با این معنی lag کندرفتن، لک ولک کردن، واماندن speckle خال، لک يالکه کوچک، لک دار يا خالدار کردن speck خال، نقطه، لکه mudslinging اندودن، الودن، ماليدن smear اندودن، الودن، ماليدن blur لکه، لک، تيرگي blot لک، لکه بدنامي، عيب discollored رنگ بردن از، بي رنگ کردن، لک شدن discolor رنگ بردن از، بي رنگ کردن، لک شدن discolour رنگ بردن از، بي رنگ کردن، لک شدن