لگد معنی انگلیسی boot kick واژههای انگلیسی با این معنی kick لگد، نيروي لگدزني، نيروي لگداندازي spurner لگد زن، رد کننده . spurn لگد زدن، پشت پازدن، رد کردن treader لگد کننده، گام بردار. kick boxing بوکس همراه با لگد savate بوکس همراه با لگد kin geri لگد به بيضه حريف (کاراته) fumikumi لگد فشاري به پايين (کاراته) primer setback عقب نشستن چاشني، لگد چاشني recoilless rifle تفنگ بدون عقب نشيني، تفنگ بدون لگد stomp پايکوبي، لگد کوبي کردن. tread پا گذاشتن، راه رفتن، لگد کردن trample پايمال کردن، پامال کردن، زير پا له کردن hoof سم، کفشک، حيوان سم دار stamp مهر، نشان، نقش tromp مهر، نشان، نقش yerk سيخ زدن، سک زدن، برانگيزاندن