ماده کردن
معنی انگلیسی
abscess
واژههای انگلیسی با این معنی
- spay اخته کردن (جانور ماده)، بي تخمدان کردن (زن)
- immaterialize غير مادي کردن معنوي کردن، از ماده جدا کردن
- dematerialize بيجسم شدن يا کردن، نامادي شدن يا کردن، ماده زدايي کردن
- overdevelop بيش از حد توسعه دادن، فزون پيشرفت کردن، در استعمال ماده ي ظاهرساز افراط کردن
- bleach سفيد شدن بوسيله شستن با وسايل شيميايي، سفيدکردن، ماده اي که براي سفيد کردن(هرچيزي)بکار رود
- milt اسپرز، طحال، تخم ماهي نر
- amend اصلاح کردن، بهتر کردن، بهبودي يافتن
- F2 مخفف second filial generation بمعناي زير :، -1 نسل دوم، فرزنداني که از پيوند فرزندان دسته اول
- tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- wt. = weight، وزن سنگيني.، وزن اتمي
- custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح
- zoo-agglutinin ماده اي است در زهر حيواني که داراي قدرت آگلوتيته، کردن گويچه هاي قرمز خون است.
- outgas گاز افشاني کردن، گاز رها کردن، گاز را از يک ماده و يا محفظه خارجکردن
- slow pill ماده شيميايي که بطور غيرمجاز به اسب براي، کند کردن سرعتش تزريق ميشود
- efflorescence عمل شکوفه کردن، شکفتگي، تبديل ماده نمکي بگرد
- solvate ماده محلول، حل شدن، محلول شدن.
- frit ماده اي شيشه اي که ازان چيني ميسازند، گداختن، اهکي کردن
- deglutinate ماده لزج (چيزي را) گرفتن، بي چسب کردن
- deglutination ماده لزج (چيزي را) گرفتن، بي چسب کردن