متقاعد
معنی انگلیسی
superannuated
واژههای انگلیسی با این معنی
- emeritus متقاعد، افتخارا ازخدمت معاف شده
- convinced متقاعد، ملزم، مجاب
- persuaded متقاعد
- persuadable متقاعد شدني، متقاعد کردني، اغوا کردني
- persuasible متقاعد شدني، متقاعد کردني، اغوا کردني
- convince متقاعد کردن، اقناع کردن، ملزم کردن
- convincible متقاعد شدني
- inconvincible متقاعد نشدني
- persuasively بطور متقاعد کننده، چنانکه متقاعد سازديا واداربکاري نمايد
- persuasibility امادگي براي متقاعد شدن، ترغيب پذيري
- cogently چنانکه بتواند متقاعد کند، باقوت
- retired بازنشسته، متقاعد، کناره گير
- obsolesced باز نشسته، متقاعد، از کار افتاده
- superannuated باز نشسته، متقاعد، از کار افتاده
- superannuate باز نشسته کردن، متقاعد کردن، از کار انداختن
- convincingly بطورمتقاعد کننده، چنانکه متقاعد کند
- satisfied خوشنود، راضي، متقاعد
- satisfiable راضي کردني، راضي شو، متقاعد شدني
- satisfier راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن
- satisfies راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن
- satisfy راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن
- satisfyingly راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن
- suasion اغوا، ترغيب، وادار سازي
- persuade وادار کرذن، بران داشتن، اغوا کردن