محکم بستن معنی انگلیسی brace lock واژههای انگلیسی با این معنی yerk سيخ زدن، سک زدن، برانگيزاندن cinch تنگ، تسمه ي شکم، تنگ بستن begirt قسمت دوم و سوم gird، استهزاي طعنه اميز، احاطه کردن gird استهزاي طعنه اميز، احاطه کردن، مسخره کردن anchor (.n): لنگر، لنگر کشتي.(.vt.& vi): لنگر انداختن، (مج.) محکم شدن bang باصدا، بستن، محکم زدن brace بند، بست، دسته bracingly بند، بست، دسته tighten سفت کردن، محکم کردن، تنگ کردن fasten بستن، محکم کردن، سفت کردن dog down بستن و جذم کردن درب، محکم کردن درپوش اشياء