مزه معنی انگلیسی appetizer flavor relish savour smack taste zest واژههای انگلیسی با این معنی tastable مزه، طعم، چشايي taste مزه، طعم، چشايي relish مزه، طعم، چاشني savour مزه، طعم، مزه دادن zest مزه، تندي، رغبت zestfully مزه، تندي، رغبت sapor مزه، طعم، چشايي unsavory بي مزه، بدبو، بد مزه tastier با مزه، خوش مزه، با سليقه درست شده tastiest با مزه، خوش مزه، با سليقه درست شده tastiness با مزه، خوش مزه، با سليقه درست شده namby بي مزه، بي روح، ساختگي و بي مغز. saporous با مزه، مزه اور flavourless بي مزه، بي لذت unsavoury بي مزه، بد milk and water بي مزه flavored مزه وبو، طعم، چاشني زدن flavors مزه وبو، طعم، چاشني زدن flavour مزه وبو، طعم، چاشني زدن foretaste مزه چشي، پيش چشي، مزمزه palatable خوش مزه، لذيذ، خوش ايند luscious خوش مزه، لذيذ، شيرين daintier خوش مزه، لذيذ، قشنگ dainties خوش مزه، لذيذ، قشنگ