مهلت
معنی انگلیسی
deadline grace respite
واژههای انگلیسی با این معنی
- d. of grace مهلت
- moratory مهلت دار، مهلت دهنده
- giving a respite مهلت دادن، امهال
- grace period دوره مهلت
- days of grace مهلت اضافي، ايام مهلت
- period of grace مهلت پرداخت
- reprievable مهلت دادن به، عقب انداختن، موقتاً آسوده کردن
- reprieve مهلت دادن به، عقب انداختن، موقتاً آسوده کردن
- respite مهلت دادن (به)، به تعويق انداختن، موقتاً آسوده کردن
- long dated داراي مهلت زياد، طويل المدت
- imparlance مهلت براي مصالحه، مهلت براي اشتي، تعويق دعوا
- reddendum موعد يا مهلت پرداخت اجاره
- short shrift مهلت مختصربراي اقرار بگناه پيش از مردن
- usance فرجه، مهلت، مدت
- term of maintenance دوره نگاهداري، مهلت نگاهداري
- carring over تعويق تصفيه حساب در خريد و فروش سهام، براي انتقال مال يا تسليم مبيع مهلت، تعيين کردن
- tenant right حق مستاجر، حقي است که در انقضاي مهلت مقرر بابت، تغييراتي که مستاجر در عين مستاجره داده
- truce متارکه جنگ، قرارداد متارکه، مهلت
- limited divorce طلاق محدود، طلاقي که مدت آن محدود بوده پس از انقضاي، مهلت بخودي خود رجوع شود
- delay درنگ، تعويق، معطلي
- delyed درنگ، تعويق، معطلي
- holdup درنگ، تعويق، معطلي
- vacation تعطيل، بيکاري، مرخصي
- time out ساعت غيبت کارگر، وقفه، فاصله