نابود
معنی انگلیسی
dead extinct undone
واژههای انگلیسی با این معنی
- annihilate نابود کردن، نيست کردن، معدوم کردن
- perishable نابود شدني، هلاک شدني، مردني
- annihilability نابود کردن، نيست کردن، معدوم کردن
- uncreate نابود کردن، نيست شدن، معدوم کردن
- annihilable نابود شدني، فناپذير
- fordo نابود کردن، کشتن
- annihilator نابود کننده، از بين برنده
- perishability نابود شدني.
- self destroyer نابود کننده خود، خود ويرانگر.
- bactericidal نابود کننده ء باکتري، ضد باکتري
- t omelted away کم کم نابود يا کوچک شدن
- inexistent معدوم، نابود، ناموجود
- blockbuster بمب بزرگي که يک بلوک شهر، را نابود ميکند، بمب شهر شکن
- self naughting زوال نفس، نابود سازي خود.
- Adriamycin آدريامايسين که داروي پادزي نيرومندي است و، در نابود سازي تومورهاي سرطاني کاربرد، دارد
- vanish ناپديد شدن، غيب شدن، نابود شدن
- slay کشتن، بقتل رساندن، نابود کردن
- self annihilation نابودي نفس، کشتن نفس، خود نابود سازي.
- Frankenstein رمان فرانکناشتاين و نام شخصيت اصلي اين، رمان، هر کسيکه توسط کار يا اختراع خود نابود شود
- perish هلاک شدن، مردن، تلف شدن
- persist پافشاري، اصرار، ايستادگي
- nuke زيردريايي اتمي، جنگ افزار اتمي، نيروگاه اتمي