نرسیده
معنی انگلیسی
green immature unseasoned
واژههای انگلیسی با این معنی
- missent به مقصد نرسيده، به نشاني عوضي فرستاده شده
- prejudicate نرسيده به حکم کردن، بي رسيدگي راي دادن در باره
- tucket خوشه نرسيده ذرت هندي.
- preadolescent شخصيکه هنوز به بلوغ نرسيده .
- immature نارس، نرسيده، رشد نکرده
- prejudge تصديق بلا تصور کردن، نرسيده حکم کردن، بي رسيدگي راي دادن در باره
- prejudgement تصديق بلا تصور کردن، نرسيده حکم کردن، بي رسيدگي راي دادن در باره
- undergrown به طور کامل رشد نکرده، به حد معمولي نرسيده، کم رشد
- dead letter قانون منسوخ، نامه به مقصد نرسيده
- unincorporated به صورت قانوني سازمان نيافته، قانونا به ثبت نرسيده
- deferred expense هزينه هاي پيش بيني شده اي که هنوز، موعد پرداختشان نرسيده است
- impuberal نابالغ، نارسيده، بتکليف نرسيده
- impuberate نابالغ، نارسيده، بتکليف نرسيده
- impubic نابالغ، نارسيده، بتکليف نرسيده
- green سبز، خرم، نازک
- juvenility سبز، خرم، نازک
- unpracticed سبز، خرم، نازک
- unseasoned سبز، خرم، نازک
- unversed سبز، خرم، نازک
- indigested هضم نشده، بسرو صورت، بي ترتيب
- undue زيادي، غيرضروري، ناروا