هوشیار معنی انگلیسی observant واژههای انگلیسی با این معنی sober هوشيار، هشيار، بهوش cautious هوشيار، بهوش، باحذر alert هوشيار، مواظب، گوش بزنگ wide awake هوشيار، هشيار، (کاملا)بيدار clear-headed هوشيار، سرسبک semiconscious نيمه هوشيار، نيمه اگاه، نيمه بيهوش. smart machine ماشين هوشيار coscious هوشيار - بهوش - ملتفت - آگاه subtle زيرک، هوشيار، عيار oper eyed مراقب، هوشيار. Argus آرگوس، نگهبان هوشيار، بپاي چشم تيز smart terminal ترمينال هوشمند، پايانه هوشيار vigilant مراقبت، مواظب، هوشيار open eyed گشاده چشم، چشم باز، بيدار sharp تيز، نوک دار، تند