واگذار کردن معنی انگلیسی allot concede donate give leave relegate relinquish render transfer yield واژههای انگلیسی با این معنی resign واگذار کردن، تفويض کردن، سپردن abdicated واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) abdicates واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) abdicating واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) abdicator واگذار کردن، تفويض کردن، محروم کردن (از ارث) transfer واگذار کردن، انتقال دادن، منتقل کردن abdicate واگذار كردن، تفويض كردن، ترك گفتن assignment of tasks واگذار کردن وظايف، تعيين وظايف jus disponendi حق واگذار کردن اموال award a contract قراردادي را واگذار کردن cession of territory واگذار کردن اراضي مملکت assign حواله کردن، واگذار کردن، محول کردن surrender تسليم کردن، واگذار کردن، سپردن intrust سپردن، واگذار کردن، محول کردن abandon ترك گفتن، واگذار كردن، تسليم شدن duty assignment ارجاع شغل، واگذار کردن وظيفه، گماردن به خدمت attorn مستاجري مالک تازه اي را متعهد شدن، بديگري واگذار کردن، اجاره داري کردن basic of issue مبناي توزيع، مبناي واگذار کردن اقلام apportion بخش کردن، دادن، واگذار کردن give over دست کشيدن از، ترک کردن، واگذار کردن submit تسليم کردن، سپردن، واگذار کردن submittal تسليم کردن، سپردن، واگذار کردن infeoff صاحب ملک کردن، تسليم کردن، واگذار کردن quitclaim ترک دعوي، چشم پوشيدن از، واگذار کردن.