ویران معنی انگلیسی derelict desolate dilapidated fallen ruinous tumbledown waste واژههای انگلیسی با این معنی ruinous ويران، خراب، ويران سازنده ruined ويران desolater ويران گر، ويران کننده، متروک کننده . desolator ويران گر، ويران کننده، متروک کننده . ruinate ويران کردن، خراب کردن، منهدم کردن devastate ويران کردن، خراب کردن، تاراج کردن ravage ويران کردن، غارت کردن، تاخت وتازکردن desolate ويران کردن، ازابادي انداختن، پريشان کردن ruination ويران سازي، سرنگون سازي، تخريب demolish ويران کردن، خراب کردن، فروريختن make havoc with ويران کردن، خراب کردن utterly tuined يکسر ويران، پاک خراب devastation ويران سازي، غارت destructive ويران کننده، خراب کننده، مخرب devastator ويران کننده، تاراج کننده rase پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن، بردن raze پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن، بردن raze or rase پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن vandalize اثار هنري و تاريخي را ويران کردن، خرابگري کردن. iconoclast مبني بر بت شکني يا شمايل ويران کني iconoclastic مبني بر بت شکني يا شمايل ويران کني Hunnish وابسته به hun ها - داراي خوي ويران سازي، وغارت گري، ويرانگر galley west بويراني، ويران، درهم و برهم destroy خراب کردن، ويران کردن، فرو ريختن