پچ پچ معنی انگلیسی breath whisper واژههای انگلیسی با این معنی prate پچ پچ، ورور، ياوه گويي chatter پچ پچ کردن، تندوناشمرده سخن گفتن susurrant پچ پچ کننده، نجواگر gab کپ، پچ پچ، پرگويي chat صحبت، پچ پچ، صحبت کردن susurrate نجوا کردن، پچ پچ کردن، زير لبي حرف زدن prattfall هرزه دراي، پچ پچ کننده، ياوه گو clatter صداي بشقاب وچيزهاي ديگري که بهم بخورد، پچ پچ ياشلوغ کردن gibber تندوناشمرده سخن گفتن، دست وپاشکسته حرف زدن، پچ پچ کردن jaberer ورزن، گپ زن، پچ پچ کننده catterer وراج، چهچه زننده، پچ پچ کننده . buzz وزوز، همهمه، وزوزکردن rattle تلغ تلغ کردن، جغ جغ کردن، تلغ تلغ کردن jabber ورور، سخن تندوناشمرده، گپ