پیروز معنی انگلیسی triumphant victor victorious winner winning واژههای انگلیسی با این معنی victorious پيروز، فيروز، فاتح triumphant پيروز، فاتح، شادي کنان victor پيروز، فاتح outfight پيروز شدن، از ميدان در کردن. overcome پيروز شدن بر، مقلوب ساختن، غلبه کردن بر vanquish پيروز شدن بر، شکست دادن، مغلوب ساختن winner برنده، پيروز prevail غالب امدن، پيروز شدن، حکم فرما شدن vanquishable شکست پذير، پيروز شدني، غلبه کردني. win بردن در، پيروز شدن در، فاتح شدن در successful کامياب، موفق، پيروز subdue مطيع کردن، مقهور ساختن، پيروز شدن بر palmier نخلي، نخل مانند، پرنخل palmiest نخلي، نخل مانند، پرنخل palmy نخلي، نخل مانند، پرنخل won (i.v &.vt) سکني کردن، معتاد شدن، مقيم شدن.(win of.p