چشمک
معنی انگلیسی
blink twinkle wink
واژههای انگلیسی با این معنی
- ocellus چشمک، چشم ريز، چشم حشره
- twinkling چشمک، چشم برهم زني
- eyewink چشمک، اشاره
- simperer چشمک زن، خنده کننده بدون دليل.
- twinkler چشمک زن، جرقه زن.
- flasher چشمک زن
- sign flasher چشمک زن
- wink چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، باز و بسته شدن
- twinkle چشمک زدن، برق برق زدن، تکان تکان خوردن
- winkle چشمک زدن، جابجا کردن، حلزون خوراکي.
- blink چشمک زدن، باچشم نيم بازنگاه کردن، کورکوري بودن
- nictitate چشمک زدن، برهم زدن پلک چشم.
- flashing light نور چشمک زن
- stroboscopic tube لامپ چشمک زن، لامپ استروبوسکپي
- strobotron لامپ چشمک زن، لامپ استروبوسکپي
- blink microscope ميکروسکوپ چشمک زن
- quick flashing light (چراغ) چشمک زن تند
- group flashing light (چراغ) چشمک زن دسته اي
- interrupted flashing light چراغ چشمک زن منقطع (دريايي)
- anti-collision light چراغ يا لامپ چشمک زني که در بالاي سکان، عمودي يا زير هواپيما به منظور افزايش، قابليت ديده شدن نصب ميگردد
- palpebrate پلک دار، چشمک زن
- ocellate همانند چشم ساده، چشمک سان، چشمکمانند
- alternating light چراغ متغير، چراغ چشمک زن متغير
- aldis lmap چراغ اعلام خطر، چراغ چشمک زن مخصوص اعلام، خطرناک بودن باند فرود