کهنه کار معنی انگلیسی confirmed experienced old old hand old-time veteran واژههای انگلیسی با این معنی veteran کهنه کار، کار آزموده، کهنه سرباز old timer کهنه کار، قديمي. stager ادم کهنه کار، گرگ باران ديده mossyback ادم کهنه پرست يا محافظه کار، ماهي يا لاک پشت پير. mossback آدم کهنه پرست يا محافظه کار campaigner کسي که در لشکر کشي شرکت ميکند، سرباز کهنه کار، نامزد انتخابات. sea dog يکجور خوک دريايي، ملوان کهنه کار hackneyed پيش پا افتاده، همگاني، کهنه old پير، سالخورده، فرسوده archaize به سبک قديمي در آوردن، کهنه نما کردن، واژه يا سبک قديمي به کار بردن well worn مستعمل، زياد کار کرده، کهنه obsolesced باز نشسته، متقاعد، از کار افتاده superannuated باز نشسته، متقاعد، از کار افتاده hunker کهنه پرست، محافظه کار