گل کردن
معنی انگلیسی
blossom flower thrive
واژههای انگلیسی با این معنی
- florification گل کردن
- mud gun گل پرت کردن، گل زن، گل فشان
- cook off گل کردن فشنگ، گل کردن مهمات
- nemire گل الود کردن
- dispetal بي برگ کردن (گل)
- bemire خرابکردن، گل الود کردن، کثيف کردن
- sparge پاشيدن، گل مالي کردن، پخش کردن.
- inwreathe با تاج گل اراستن، با حلقه گل احاطه کردن
- inflorescence ارايش، وضع گل، گل کردن
- rough-cast طرح کردن، قالب ريزي کردن، گل مال کردن
- clay خاک رست، خاک کوزه گري، گل مال کردن
- polkadot طرح نقطه نقطه، خال خال، گل باقلايي کردن.
- flowerage (نمايش) گل وشکوفه، گلکاري، شگفتگي
- flower گل، شکوفه، کف
- branch شاخه، شاخ، فرع
- slosh لجن، گل، غذاي چسبناک
- paste خمير، چسب، سريش
- roughcast اندوده به شن و اهک، گل مالي شده، اجمالا درست کردن
- field goal گل از راه دور (بسکتبال)، گل (فوتبال زنان)، رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
- Strand کنار دريا، کرانه، ساحل
- spile ميخ چوبي، ميخچه، گل ميخ
- festoon هلال گل، دالبر، باهلال ياپايندگل اراستن
- snuff گلگيري کردن، گل (شمع ياچراغ را) گرفتن، گل شمع
- effloresce گل دادن، شکوفه کردن، تبديل بگردشدن