یاری کردن معنی انگلیسی aid assist befriend support واژههای انگلیسی با این معنی bestead ياري کردن، کمک کردن، بدردخوردن assist همدستي کردن، ياري کردن، شرکت جستن boost جلوبردن، تکان دادن، بالابردن relieve اسوده کردن، راحت کردن، نشاندن succour دستگيري، ياري، کمک succor املاي امريکايي succour، دستگيري، ياري invocate دعا کردن، طلب کردن، در خواست کردن aid ياري، دستياري، همدستي