دیکشنری فارسی

compresses

UKkɔmpresiz US(noun) ['kɔmpresəz](verb) [kəmp'resəz

معنی فارسی

بهم فشردن روي هم چپاندن متراکم کردن خلاصه کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بهم فشردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن