curdles
UKkəːdlz
معنی فارسی
بستن دلمه کردن ياشدن منجمدکردن ياشدن
بستن دلمه کردن ياشدن منجمدکردن ياشدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن