deinstitutionalize
معنی فارسی
مرخص کردن رها کردن
معنی کامل و مثالها
/dē´in´stǝ tōō´shǝn ǝ līz´/vt.
● (به ویژه از بیمارستان روانی) مرخص کردن، رها کردن
مرخص کردن رها کردن
/dē´in´stǝ tōō´shǝn ǝ līz´/vt.
● (به ویژه از بیمارستان روانی) مرخص کردن، رها کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن