دیکشنری فارسی

deinstitutionalize

معنی فارسی

مرخص کردن رها کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´in´stǝ tōō´shǝn ǝ līz´/vt.

(به ویژه از بیمارستان روانی) مرخص کردن، رها کردن

واژه‌های دیگر با معنی «مرخص کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن