deposal
معنی فارسی
عزل اخراج خلع
معنی کامل و مثالها
/dē pō´zǝl/n.
● خلع (از مقام)، عزل (از سلطنت و غیره)، معزول سازی
● رجوع شود به: deposition
عزل اخراج خلع
/dē pō´zǝl/n.
● خلع (از مقام)، عزل (از سلطنت و غیره)، معزول سازی
● رجوع شود به: deposition
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن