removal from office معنی فارسی عزل واژههای دیگر با معنی «عزل» deposal عزل، اخراج، خلع removability عزل پذيري، ناپايداري، امادگي براي برداشته شدن irremovably بطور عزل ناپذير، بطور غير قابل انتقال irremovability غير قابل عزل بودن، حالت چيزي يا کسي که از جاي خود برداشته نشود deposable معزول شدني، قابل عزل depone معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن depose معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن irremovable معزول نشدني، غير قابل عزل، برداشته نشدني dethronement خلع، عزل از پادشاهي removal برداشت، برداشتن، عزل