دیکشنری فارسی

fastens

UKfɑːsnz

معنی فارسی

بستن محکم کردن سفت کردن قايم کردن نگه داشتن دوختن

واژه‌های دیگر با معنی «بستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن