fastest
UKfɑːstist
US'fæstəst
معنی فارسی
تند ، تندرو ، باوفا ، ثابت قدم ، سريع ،
فراهم کننده حرکت تند ، هرزه
تعریف انگلیسی
adverb
- most quickly “Derived from adjective: quick, quick (for: quickest)”