دیکشنری فارسی

fastest

UKfɑːstist US'fæstəst

معنی فارسی

تند ، تندرو ، باوفا ، ثابت قدم ، سريع ،

فراهم کننده حرکت تند ، هرزه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. most quickly “Derived from adjective: quick, quick (for: quickest)”

واژه‌های دیگر با معنی «تند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن