finger-board معنی فارسی دسته دسته ساز جا انگشتي جاپنجه واژههای دیگر با معنی «دسته» parties دسته، انجمن، حزب party دسته، انجمن، حزب team دسته، دو يا چند اسب يا گاو که باهم بسته باشند، دست handle دسته، بهانه، دستاويز pestle دسته، دسته هاون، دنگ group دسته، گروه، طبقه procession دسته، حرکت دسته جمعي، تجلي class دسته، طبقه، زمره bands دسته، بند، متحدکردن phalanx دسته، تيپ، گروه بهم چسبيده