دیکشنری فارسی

glomerule

معنی فارسی

دسته ، خوشه ، گلوله رگ ،

جمع شدگي چندين رگ يابافته

معنی کامل و مثال‌ها

/gläm´ǝr ōōl´/n.

خوشه‌ی بهم فشرده (مثل برخی گل‌ها یا گل کلم)، کلافه‌ی گل، گویینه

واژه‌های دیگر با معنی «دسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن