دیکشنری فارسی

haft

UShæft

معنی فارسی

دسته دسته چاقو دسته کارد دسته گذاشتن به قبضه

معنی کامل و مثال‌ها

/haft, häft/n., vt.

(دسته‌ی چاقو یا تبر و غیره) دسته

دسته‌دار کردن، دسته زدن به

مترادف‌ها

noun
Handle (of an instrument), stock.

واژه‌های دیگر با معنی «دسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن