hardest
UKhɑːdist
US'hɑ:dəst
معنی فارسی
سخت دشوار ناگوار ناخوشايند قوي بزحمت سفت کارهاي سخت
سخت دشوار ناگوار ناخوشايند قوي بزحمت سفت کارهاي سخت
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن